علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
43
تاريخ بيهق ( فارسى )
آتيتهم فاوحى اللّه تعالى اليه لانهم عمروا بلادى حتى عاش فيها عبادى ، و ايشان عمارت عالم بغايت دوست داشتهاند ، و نوشروان « 1 » بن كيقباد از ميان ايشان عادل بود ، لذلك « 2 » قال النبي عليه السلام ولدت فى زمن الملك العادل نوشروان « 3 » ، و از مدت ملك او نه سال گذشته بود كه مصطفى را عليه السلام ولادت بود . و گفتهاند كه سبزوار را ساسويه بن شابور الملك بنا كرده است ، و شاپور آن بود كه نيشابور بنا كرد ، و اصل نام آن شهر بناشابور بود پس با و الف بيفكندند و الف بيا بدل كردند ، به زبان پهلوى نى بنا بود [ و ] نيشابور يعنى بناى شاپور ، و ساسان قاريز ساسو قاريز بوده است ، و سبزوار در اصل ساسويه آباد بوده است ، و گفتهاند پسر « 4 » ابن ساسويه يزدخسرو « 5 » بود كه خسروشير جوين و خسروآباد بيهق و خسروجرد بنا كرده است ، و در نيشابور حاكم « 6 » نيشابور در قديم الايام از فرزندان ايشان بوده است ، و هو الحاكم ابو الحسين بن محمد « 7 » بن محمد بن الحسن بن على بن السرى « 8 » بن يزد خسرو بن ساسويه بن شابور الملك ، و له عقب بنيسابور ، توفى الحاكم ابو الحسين بنيسابور فى رمضان سنة سبعين و ثلثمائة و هو ابن تسعين سنة ، و اعقاب ايشان از معمران بودهاند ، هيچ كس را عمر از نود سال كمتر نبوده است ، و زيادت از صد سال عمر بسيار كس بود ازيشان . و سبزوار شهرى بزرگ شد با انواع درخت ميوهدار و سايه بخش ، پس مردمان اينرا سابزوار « 9 » نوشتند يعنى سازوار ، چنان كه نيشابور را كه بشابور ملك باز خواندند از وضع بگردانيدند [ و ] نيشابور نوشتند چنان كه گفته آمد « 10 » و گفتند سبزوار كجنات تجرى من تحتها الانهار و عمارتها و بازارها و محلهاى سبزوار متصل گشت تا بديه ايزى از راه زورين « 11 » ، و هنوز اطلال آن عمارت باقى است .
--> ( 1 ) نوشيروان . ( 2 ) و لذلك . ( 3 ) انوشروان . ( 4 ) كه پسر . ( 5 ) نزد خسرو . ( 6 ) و حاكم . ( 7 ) ابو الحسين محمد . ( 8 ) السدى . ( 9 ) سانزوار . ( 10 ) چنان كه ياد كرده شد . ( 11 ) متصل گشت بديه ايزى بر راه روزن .